تبليغاتX
آواز ایرانی

آواز ایرانی

دریچه ای به آواز و موسیقی اصیل ایرانی

استاد شجریان به همراهی گروه شهناز از اردیبهشت ماه سال آینده تور آمریکا و کانادا را آغاز خواهند نمود.
تاریخ و محل برگزاری کنسرت ها به شرح زیر می باشد.

شیکاگو پنجشنبه 20 می
آتلانتا
شنبه 22 می
واشنگتن دی سی
یکشنبه 23 می
هیوستن
پنجشنبه 27 می
سان فرانسیسکو
شنبه 29 می
لوس آنجلس
یکشنبه 30 می
ونکوور
جمعه 4 جون
تورنتو
یکشنبه 6 جون

این برنامه توسط شرکت فرهنگی هنری دل آواز با همکاری Seattle World Music institute برگزار می شوند.
برای دریافت اطلاعلات بیشتر می توانید با عضویت در خبرنامه از اخبار منتشر شده در این باره مطلع شوید. 

هفدهم آذرماه 1388
 
منبع : دل آواز
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 9:24 قبل از ظهر  توسط مهدی اسلامی  | 

 

به‌تازگی «رادیوی عمومی ملی» مشهور به NPR (به انگلیسی: National Public Radio) که برای شنوندگان داخل آمریکا پخش می‌گردد، نظرسنجی‌ای را بر روی سایت اینترنتی خود قرار داده و از کاربران خواسته پنج خواننده‌ی برتر تاریخ موسیقی جهان را از دید خود برگزینند. طبق گفته‌ی NPR نتایج این نظرسنجی عمومی در ژانویه‌ی سال ۲۰۱۰ (دی‌ماه ۸۸) اعلام می‌شود. در اوایل ماه اکتبر، NPR از کاربران خود خواسته بود تا نام خوانندگان محبوب خود را برای تشکیل فهرست اولیه‌ی بهترین خوانندگان دنیا به این سایت بفرستند که بیش از ۳۰۰۰ کامنت، ۳۵۰۰ ایمیل، ۱۲۰۰ پست فیس‌بوک و صدها تگ توییتر در همین ارتباط فرستاده شد و فهرست نهایی از میان نظرات مردم شکل گرفت.

صفحه‌ی اصلی نظرسنجی

اما آنچه بر جذابیت این نظرسنجی نزد ما ایرانیان می‌افزاید، حضور محمدرضا شجریان، استاد آواز ایران در میان نامزدهای این نظرسنجی‌ست. تا زمان نگارش این مطلب، نام ۱۲۶ خواننده در صفحه‌ی رأی‌گیری سایت NPR دیده می‌شد که علاوه بر محمدرضا شجریان، نام‌های آشنایی چون باب دیلن، لئونارد کوهن، الویس پرسلی، فرانک سیناترا، ادی پیاف، عالیم قاسم‌اف، نصرت فاتح‌علی‌خان و بسیاری دیگر نیز به چشم می‌خورد. نکته‌ی جالب آنکه برای معرفی محمدرضا شجریان در صفحه‌ی اصلی نظرسنجی به عبارت Mohammad Reza اکتفا شده؛ اما پس از کلیک بر روی عکس استاد، نام کامل نمایش داده می‌شود. همچنین قطعه‌ای کوتاه از آواز استاد به‌عنوان نمونه قرار داده شده است. کاربران به هنگام شرکت در این نظرسنجی می‌توانند لیست ۱۲۶نفره را بر اساس حروف الفبا، یا سال تولد و یا به‌صورت تصادفی مرتب کرده و سپس پنج خواننده‌ی محبوب خود را با کلیک بر روی عبارت My Top 5 انتخاب کنند.

اگر شما هم یکی از علاقه‌مندان صدای بی‌همتای استاد محمدرضا شجریان هستید، به این صفحه بروید و در نظرسنجی شرکت نمایید. همچنین این موضوع را با دوستان‌تان در میان بگذارید و از آنها بخواهید که در این نظرسنجی شرکت کنند. چنانچه از اینترنت Dial up استفاده می‌کنید، به هنگام بارگذاری صفحه‌ی نظرسنجی صبور باشید. در ضمن بین خودمان بماند؛ امکان شرکت چندباره در نظرسنجی هم وجود دارد که این می‌تواند ضعف جدی این سیستم نظرسنجی باشد.

منبع خبر : وبلاگ همایون شجریان http://www.homayounshajarian.blogfa.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 9:51 قبل از ظهر  توسط مهدی اسلامی  | 

 

مراسم چهلم مشكاتيان برگزار شد

مراسم نكوداشت زنده‌ياد پرويز مشكاتيان چهارشنبه هجدهم آبان ماه به همت خانه موسیقی و با همکاری فرهنگستان هنربرگزار شد. در این مراسم مديرعامل خانه موسيقي از اعطاي دو جايزه به نام پرويز مشكاتيان در سال آتي خبر داد. به گزارش خانه موسیقی، مراسم با پخش فیلم کوتاهی از زندگی و هنر مشکاتیان ساخته محمدرضا جعفری آغاز شد. در این فیلم قسمت هایی از گفتگوی این هنرمند در باره ديدگاهها و نظراتش در خصوص موسيقي پخش شد.

شجريان : به عنوان فرد كوچكي از خانه موسيقي از مردم سپاسگزاري مي كنم

محمدرضا شجریان که در این مراسم به دلیل غم از دست دادن مشکاتیان بارها گریسته بود، به عنوان نخستین سخنران گفت: من توان به خاک سپردن پرویز را نداشتم و ساید دست تقدیر بود که باعث شد آن روز شاهد چنین اتفاقی نباشم. پرويز دردانه‌اي در موسيقي بود و من او را از سال 55 مي‌شناختم. او جوان بیست و یک ساله ای بود و ذوق و هنرش در همان زمان به اوج رسیده بود. در جشن هنر سال 56 در كنار حسين عليزاده و ديگران نشان داد و از آن به بعد خيلي‌ها شيوه او را دنبال خواهند کرد. 

رئیس شورای عالی خانه موسیقی ضمن قدردانی از حضور مردم ادامه داد: او را از دست داده‌ايم اما با ياد او زندگي مي‌كنيم من به عنوان فرد كوچكي از خانواده موسيقي و خانه موسيقي از شما مردم عزيز كه ياد پرويز را گرامي داشتيد و آن را با احترام بدرقه كرديد سپاسگزاري مي‌كنم كه اينگونه حق شناس هستيد و قدر هنرمنداني را كه با شما روراست بودند را مي‌دانيد. ما وامدار شما هستيم و سعي مي‌كنيم بخشي از دينمان را به وسيله هنرمان ادا كنيم.

اجراي آخرين ساخته استاد

پس از آن حمیدرضا نوربخش که در کنسرت آخر مرحوم مشكاتیان به عنوان خواننده گروه عارف او را همراهی می کرد به روي صحنه آمد و در ابتدا گفت : من نه آمادگي و نه قصد اجراي برنامه به خصوص چنين برنامه‌اي كه تا اندازه كافي پربار باشد را ندارم. ولي تصميم جمعي دوستان بر اين بود كه ما هم بغضمان را به اين شكل با شما تقسيم كنيم.  حدود 2 سال قبل قرار بود کنسرتی را با استاد مشکاتیان به روی صحنه ببریم؛ یک شب به همراه بهداد بابایی در منزل استاد مشکاتیان بودیم. غزلی از مولانا بود که من قبلا آن را در کاری اجرا کرده بودم و گاهی آن را زمزمه می کردم. بهداد با همان لحن همیشگی اش به پرویز گفت دایی جان می شود روی این شعر کاری بسازید؟

استاد هم که از آن غزل خوشش می آمد پذیرفت و حدود یک هفته بعد و در هنگام تمرین بعدی گروه این قطعه را ساخته بود. به دلیل اینکه هم این قطعه خاطره انگیز است و هم اینکه می تواند زبان حال بسیاری از شما عزیزان باشد تصمیم گرفتیم آن را اجرا کنیم.
نوربخش در اين قسمت به همراه اردشیر و ارژنگ کامکار به همراه بهداد بابائی (خواهر زاده مشکاتیان) به اجرای اين قطعه به نام پنهان چو دل پرداختند.

دوجايزه خانه موسيقي به نام پرويز مشكاتيان

محمدسرير مديرعامل خانه به عنوان مدیر عامل خانه موسیقی ضمن اعلام برگزاری جایزه ای به عنوان جایزه سنتور مشکاتیان گفت: ما انگيزه‌هاي زيادي براي باهم بودن داريم و اين يادبودهايي كه طي اين مدت براي مشكاتيان برگزار شد نشانه نفوذ و حضور ايشان در بين همه مردم است.

تا به حال چنين چيزي اتفاق نيفتاده كه بعد از مرگ يك هنرمند مردمان هنردوست پايتخت، شهرستانها، شهرهاي كوچك و دانشگاه‌ها بزرگداشت‌هايي را برگزار كنند. خانه موسيقي قصد دارد دو جايزه رقابتي برگزار کند كه يكي از اين جوايز در شاخه سنتورنوازي بخصوص شيوه پرويز مشكاتيان است. هدف ما از برگزاري اين جايزه‌ها ايجاد انگيزه و رشد در بين جوانان است تا بتوانيم اعتبار آثار و حضور مشكاتيان را در نسل‌هاي بعدي پررنگ‌تر نشان دهيم.

سریر ادامه داد: مشکاتیان را باید از هنرمندانی دانست که توانست به وسیله آثارش ارتباط خوبی میان موسیقی ایرانی و جوانان برقرار کند. ما باید قدر این هنرمندان را بدانیم و از خدماتی که برای موسیقی ایرانی انجام داد قدردانی کنیم.

اين مرگ تولدي دوباره بود

حسين عليزاده نیز ضمن اشاره به اینکه مرگ مشكاتيان هنوز هم برای او غیر قابل باور است گفت: من هنوز باور ندارم مشكاتيان در شهر و كشوري كه من زندگي مي‌كنم نباشد. ولي به يقين باور كردم مرگ براي كساني مثل مشكاتيان و هنرمندان بزرگ زندگي دوباره است. پرويز مشكاتيان با مرگش تولدي دوباره پيدا كرد و ما بايد قدردان مردمان نيشابور باشيم كه به ما يادآوري كردند كه مرگ يك انسان بزرگ مي‌تواند غم‌انگيز نباشد بلكه روز بزرگي در تاريخ است.

او ادامه داد: من در احساسم جاي پرويز را عوض كردم و فكر مي‌كنم حتي اگر خودم نباشم او در من جاودانه است. هنوز هم كه هنوز است در خلوتم اگر صدايش مي‌كنم شاد مي‌شوم و ديگر غمگين نيستم.

اين نوازنده تار افزود: ما سال هاست كه با غم عجين هستيم و خيلي كم پيش آمده كه شادي‌ها ما را دور هم جمع كند. متاسفانه اين مسئله به دليل شرايطي كه وجود داشته نه تنها در بين اهل موسيقي بلكه بين تمام مردم ايران به وجود آمده است.  روزهاي شاد برای مردم ایران بسیار كم بوده و تنها بهانه زندگي ما غم شده است. اما حالا كه پرويز با رفتنش به ما یادآوری می کند مي‌توانيم جنبه‌هاي ديگري از زندگي را ببينيم پس بايد شاد زندگی کنیم و در شادي ها سهیم باشیم.

عليزاده در پایان گفت: مشكاتيان هميشه زنده خواهد بود. دوستي من با او امروز عميق‌تر شده است. اي كاش روزي باشد كه مردم ايران شاد باشند و ما بايد به اميد رسيدن به شادي، شاد و نيرومند باشيم و اگر دوستي ما را ترك مي‌كند از نيرو و انرژي نيفتيم و همانطور كه پرويز اميد در دل ما را بوجود آورد ما نيز اين اميد را براي ديگران بوجود بياوريم.

اشك استاد شجريان در فراق پرويز

پس از سخنرانی ها در پایان مراسم گروه شهناز به سرپرستي مجيد درخشاني به همراه محمدرضا شجريان به روي صحنه آمدند و شجريان درحاليكه قطعاتي را براي مشكاتيان مي‌خواند، مي‌گريست.

در این مراسم هنرمندان حوزه های مختلف از جمله حسين دهلوي ،داوود گنجه‌اي،علي اكبر شكارچي ، مهدي آذرسينا،داريوش پيرنياكان، سعيد فرج‌پوري، مجيد مجيدي، نيكي كريمي، ساعد باقري،همايون شجريان،حاتم عسگري،زيدالله طلوعي،قاسم رفعتي،علي جهاندار،علي رستميان، ،ميلاد كيايي،عبدالحسين مختاباد،فاضل جمشيدي و... حضور داشتند. 

منبع : خانه موسیقی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 5:4 بعد از ظهر  توسط مهدی اسلامی  | 

موسیقی ما- اولین تمرین‌های ارکستر «سی‌مرغ» ساخته حمید متبسم، با رهبری محمدرضا درویشی و آواز همایون شجریان، به‌زودی در تهران آغاز می‌شود.
بنابراين گزارش، این اركستر از تاریخ 27 آبان اولین تمرینات خود را در تهران آغاز خواهد كرد. گروه اجرایی در اولین جلسه تمرین به تقسیم، توجیه و توضیح پارت سازها و قسمت‌های مختلف قطعه می‌پردازند و در سه جلسه فشرده بعدی به تمرین جمعی ادامه می‌دهند.
در این اجرا، هنرمندان دیگری همچون پژمان حدادی، بهنام سامانی، رضا آبایی، رامین عظیمیان، پویا سرابی، پژمان زاهدیان نیز حضور دارند و سایرهم‌نوایان ارکستر «سیمرغ» در آینده معرفی خواهند شد.
حمید متبسم که ساکن هلند است ، نگارش اپرت «سی‌مرغ» را از سال 85 براساس شعرهای شاهنامه فردوسی در ایران برای ارکستری بزرگ و با الهام از زندگی «زال» در شاهنامه كه نمونه خوبی از وجه دراماتیک شاهنامه است و تمامی حالت‌های یک زندگی همچون غم، شادی، حرمان، عشق و...را دربرمی‌گیرد، آغاز كرد.
به اعتقاد متبسم؛ شاهنامه نزد مردم بیشتر با داستان «رستم و سهراب» مفهوم یافته است، درحالی که این منظومه بزرگ قابلیت‌های دراماتیک دیگری دارد و یکی از قوی‌ترین درام‌ها در دنیا محسوب می‌شود و البته شعرهایش پیچیدگی‌هایی دارد که اجرای آن را به همان اندازه مشکل می‌کند.»
اپرت «سی‌مرغ» در چهار بخش اجرا می‌شود. تولد زال، آغازگر بخش نخست این اپرت است و سپس ارکستر در حزن‌آلودترین بخش اجرا، داستان انتقال زال به جنگل توسط پدرش را می‌نوازد. بازگشت زال نزد پدر که حالت‌هایی از گذشت و پشیمانی را به همراه دارد، در بخش سوم اجرا می‌شود و در نهایت عشق زال به رودابه روایت خواهد شد و اثر با آرامش تمام می‌شود.
در این اپرت، همایون شجریان سولیست خوانندگان است و در کنار دو خواننده سوپرانو و دو خواننده آلتو در اپرت «سیمرغ» می‌خواند.
 
منبع : ايسنا

منبع : سایت موسیقی ما

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 12:58 بعد از ظهر  توسط مهدی اسلامی  | 

چهلمین روز درگذشت استاد بزرگ موسیقی ایران، پرویز مشکاتیان، با حضور اساتید و هنرمندان موسیقی در نیشابور برگزار شد. در این مراسم استاد محمدرضا شجریان، از رابطه‌ی عاطفی خود و پرویز مشکاتیان سخن گفت و از آماده‌شدن قطعه‌ای برای این استاد فقید خبر داد.

عشق در دل ماند و یار از دست رفت

چهل روز گذشته است از آن نابه‌هنگام حادثه، آن تقدیر جان‌سوز... چهل روز از کوچ «سرو آزاد» هنر موسیقی ایرانی گذشته است. پنج‌شنبه ظهر که قدم به دیار نیشابور گذاشتم، از عمق جان به آب و خاک و مردمانی چنین هنرپرور افتخار کردم. نیشابوریان در گرامی‌داشت مشکاتیان عزیز سنگ تمام گذاشته بودند. «بیدادگر دستان» اینک آرام و صبور در میدانی نزدیکی مزار عطار و خیام آرمیده بود؛ اما سیل مشتاقان با شوری عجیب و غم مانایی در دل به سمت آرامگاهش قدم برمی‌داشتند. گویی با وجود گذشت چهل روز، هنوز هم کسی پرواز پرویز را باور نکرده است. با وجود عدم اطلاع‌رسانی، مردم از نقاط دور و نزدیک خود را رسانده بودند. جمعیت دریایی بود و من هم قطره‌ای از این دریا...

ساعت سه بعد از ظهر، همگان منتظر، یار غار مشکاتیان در راه است. از بلندگو نوای جاودانش بلند بود: «روز وصل دوست‌داران یاد باد / یاد باد آن روزگاران یاد باد» نگاه‌ها خیره بود به تابلوی منقوش به چهره‌ی مشکاتیان، با خطی سبزرنگ به این مضمون: «در چله‌نشینی پیوستن پرویز مشکاتیان، هنرمند جاوید موسیقی ایران به آستان جانان، حضور چشم ملت ایران، استاد محمدرضا شجریان را گرامی می‌داریم.» و نیک می‌دانید حضور شجریان نازنین، فرزند برومند خراسان در میان هم‌دیارانش چه غنیمت شیرینی‌ست. استاد شجریان به‌همراه فرزند خلفش، همایون، وارد محوطه شدند.

«سینه مالامال دردست ای دریغا مرهمی / دل ز تنهایی به‌جان آمد خدا را همدمی» ... بغضم شکفت و از دیدار «خسرو خوبان» در کنار مزار هم‌قطارش، مشکاتیان، اشک ریختم. خانواده‌ی مشکاتیان و شجریان حضور پررنگی داشتند. علاوه بر آوا و آیین که در چهره‌ی هر دویشان صبر و آرامی مشکاتیانی، نمایان بود؛ مادر پرویز مشکاتیان، خواهران و خواهرزاده‌هایش، برادر و برادرزاده‌اش و همچنین افسانه و مژگان شجریان و خواهر استاد شجریان و در نهایت فرخنده گل‌افشان نیز با بغضی که گاه به گاه می‌شکفت در جایگاه مخصوص نشسته بودند. کیوان ساکت، علیرضا جواهری، آرش حیدریان و تعداد کثیری از موسیقی‌دانان و هنرمندان خراسانی نیز آمده بودند.

مراسم با قرائت قرآن و همچنین خوانش غزلی زیبا در مدح استاد مشکاتیان آغاز شد:
هان! گو چه شد آن نغمه‌پرداز بهار / باد پاییز از چه در آه و فغان افتاده‌ست
صدهزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست / عندلیبان را خزان بر آشیان افتاده‌ست
در میانه‌ی این مرثیه، اشک از دیدگان آیین روان بود و همایون نیز گاه به گاه سری به علامت تأیید و تحسین تکان می‌داد. پس از سخنرانی معاونت ارشاد نیشابور، انتظار مشتاقان به پایان رسید و از «صدای مانای ایران‌زمین» دعوت به عمل آمد تا با مردم سخن بگوید. بی‌اغراق می‌گویم التهاب و غم سترگی در چهره‌ی استاد موج می‌زد. «درود به شما عزیزانی که از راه‌های دور و نزدیک در کنار ما به دیدار پرویز آمدید...» همچون همیشه، محمدرضا شجریان، همان «خاک پای ملت ایران» می‌نمود. از رابطه‌ی عاطفی پدر و فرزندی که با استاد مشکاتیان داشت سخن راند. بزرگ‌مرد آواز ایران در رثای از دست دادن پرویز از عمق جان افسوس خورد: «پرویز بی‌حوصلگی کرد و بسیار زودتر از کسانی‌که در نوبت بودند این مسیر را رفت.» استاد از زبان همگی‌مان گفت: «ای چرخ فلک خرابی از کینه‌ی توست / بیدادگری شیوه‌ی دیرینه‌ی توست / ای خاک اگر سینه‌ی تو بشکافند / بس گوهر قیمتی که در سینه‌ی توست» لحظه‌ای که بغض اسطوره‌ی موسیقی‌مان شکفت با تشویق بی‌دریغ حاضران مواجه شد. بلندگو هم انگار از این سوگ فریاد برمی‌آورد. در پایان سخنانش با نور امیدی در دل، از دو دسته‌گل پرویز مشکاتیان (آوا و آیین) قول گرفت تا همواره روی پای خود بایستند و هنر پدرشان را برای خدمت به فرهنگ این مملکت، زنده نگه دارند. در چهره‌ی آوا، ماتم دوباره موج زد. شجریان از مردم خواست که نخواهند برایشان بخواند. از تصنیفی اهدایی به پرویز مشکاتیان و مردمان نیک‌سرشت نیشابور سخن گفت و با تشکر دوباره از مردم و مسئولان شهر نیشابور تریبون را ترک کرد.

اما مگر می‌شود نیشابور و مردمان خراسان میزبان فرزندان برومند خویش باشند و رودررو نوای مانای ایشان را نشنوند؟ مجری با بیان اینکه حال ناخوش خانواده‌ی شجریان را درک می‌کند؛ اما از همایون خواست تا به پاسداشت حضور کثیر مردم، دوباره بیتی، مصرعی از «قاصدک» را بخواند. تا رفتن همایون به سمت تریبون در دلم غوغایی بود. «در دل من همه کورند و کرند ... برو آنجا که تو را منتظرند» خیره به ماکت تمثال پرویز مشکاتیان در سوگ قاصدکِ غریبِ وطن، قرار از کف دادم و اشکم روان شد. همایون در اوج مرثیه‌ای سرداد که باید نیک بدانی این دست‌پرورده‌ی شجریان بزرگ، چگونه با این نوای دل‌انگیز، دلربایی می‌کند: «عشق در دل ماند و یار از دست رفت / دوستان دستی که کار از دست رفت» همایون بغض تمام این سال‌های گوشه‌نشینی پرویز مشکاتیان را در خوانش زیبایش جاری ساخت. «کار از دست رفت... ای عجب گر من رسم بر کام دل / کی رسم چون روزگار از دست رفت» خسرو خوبان، اشک‌های روانش را پاک می‌کند و همایون بغضش را فرو می‌خورد و در ابوعطا فرود می‌آید «یار از دست رفت»... حس می‌کنم شهرم، مشهد، در این لحظات نوای همایونی شجریان را با گوش جان می‌شنود و کوردلانش، کورتر و کرتر خواهند شد. گوش‌هایشان را با پنبه‌هایی آلوده به سیاست پر می‌کنند و...

مراسم در حال اتمام است... «چکاد زمانه» نشریه‌ی کوچکی‌ست که همراه همدلانم مهیایش کرده‌ایم در رثای پرویز. نزد آوا، دختر خوش‌سیرت مشکاتیان می‌روم و دستانش را می‌فشارم و از داغی که همگی‌مان را مبهوت گردانیده برایش می‌گویم. چهره‌ی صبور استاد مشکاتیان در صورت آوا جلوه‌گر می‌شود و بغض امانم نمی‌دهد. چند کلامی هم با استاد محبوبم هم‌کلام می شوم و وجدم را از دیدارش در دیار خراسان به او ابراز می‌کنم. چون همیشه سپاسگزار «لطف» ماست؛ و البته من از عمق جان باور دارم که «وظیفه» است و جز این نیست. پدر و پسر محوطه را ترک می‌کنند و رفته‌رفته جمعیت متفرق می‌شود. مشکاتیان را در کنار خیام تنها می‌گذاریم؛ اما در دل عهدی می‌بندیم با او که نشاید تغیر بپذیرد. نشاید، باد خزانش...

متن پیاده‌شده‌ی سخنان استاد شجریان در این مراسم

به نام دوست که هر چه داریم ازوست

درود به شما عزیزانی که از راه‌های دور و نزدیک، در کنار ما به دیدن پرویز آمده‌اید. اجازه بدهید که من همچنان‌که پرویز را همیشه پرویز می‌گفتم، باز هم بگویم پرویز. چون پرویز مثل پسر من بود و ارتباط عاطفی که من با پرویز داشتم، همان ارتباط پدر و پسر بود؛ صرف نظر از همکاری‌های هنری که ما با هم داشتیم. در ابتدای کار، بایستی از شما مردم حق‌شناس و نیک‌سرشت نیشابور به‌عنوان یک هنرمند تشکر کنم که الحق نشان دادید که هنر را پاسداری می‌کنید و از پرویز این‌گونه با شور و اشتیاق و صمیمانه پذیرایی کردید و پرویز را در کنار خیام و عطار قرار دادید... جایی که پرویز واقعاً دوست داشت. پرویز همیشه در تمام زندگی‌اش... الگو و آیین زندگی‌‌‌اش فلسفه‌ی خیام بود و این‌چنین زندگی کرد. واقعاً از جانب خودم بگویم که پرویز خیلی کم‌حوصلگی کرد و زودتر از کسانی‌که جلوتر از او در نوبت ایستاده بودند، این راه را رفت. خیلی متأسفم که پرویز خیلـــی زود رفت. پرویز چیزی را با خودش برد که فقط در خود او بود. پرویز آنچه را که داشت تمام نکرد و رفت. آن طنز قوی که در آهنگ‌های پرویز مشکاتیان بود... که من همیشه این شرایط آهنگ‌هایی که می‌ساخت را به طنز تشبیه می‌کردم؛ این‌قدر این طنزش قوی بود که آن دلنشینی آهنگ‌هایی که می‌ساخت از همان طنزی بود که در آهنگ‌هایش وجود داشت و تصانیفی که می‌ساخت و قطعاتی که برای ارکستر ساز و سازهای مضرابی داشت... من همیشه به‌عنوان یک طنز به آن نگاه می‌کردم و این طنز را در هیچ اثر هنری دیگری، هیچ‌وقت نیافتم. برای همین بود که من همیشه می‌گفتم چه در سر پرویز می‌گذرد که این‌جوری آهنگ می‌سازد؛ که در آهنگ‌هایش این ظرافت را به‌کار می‌گرفت که من فقط می‌توانم بگویم یک طنز قوی‌ای بود. اشخاصی که اهل طنز هستند، در لحظه، بسیار زیبا از کلمات استفاده می‌کنند؛ از همان کلماتی که ما به‌راحتی از کنارشان می‌گذریم یک طنز لحظه‌ای برایمان می‌سازند و لحظه‌ی ما را خوش می‌کنند. پرویز در آهنگ‌هایش این‌چنین کار می‌کرد. طنزی که در وجودش، در صحبت‌کردن‌هایش همیشه بود را به کار می‌گرفت.

داغی بر دل من گذاشت... [بغض استاد و تشویق حضار]... من هر چیزی را می‌توانستم باور کنم...
ای چرخ فلک! ای چرخ فلک! خرابی از کینه‌ی توست / بیدادگری شیوه‌ی دیرینه‌ی توست
ای خاک! اگر سینه‌ی تو بشکافند / بس گوهر قیمتی که در سینه‌ی توست

ما یادش و خاطره‌اش را همیشه با خودمان داریم. آن صدای صحبت‌هایش همیشه در گوشم زنگ می‌زند... و پرویز رفت. از شما مردم واقعاً باید سپاسگزاری کنم که این‌چنین پرویز را در دامان خودتان پذیرا شدید. از شهردار محترم، از شورای شهر تشکر می‌کنم که این‌گونه به فکر آرامگاهی برای پرویز هستند؛ واقعاً سپاس می‌گویم از دیگر کسانی‌که دلشان می‌خواهد برای هنر و هنرمندان کاری بکنند. از نیروی انتظامی تشکر می‌کنم که چه در مراسم قبلی، چه در خاکسپاری و غیره نهایت کوشش را کردند. با صمیمت و احترام این برنامه‌ها را نظم دادند تا خوب برگزار شود. سپاس می‌گویم... از همه‌ی عزیزانی که در نیروی انتظامی خدمت کردند به این مراسمی که ما داشتیم.

از من نخواهید که الآن بخوانم... من در وقت دیگری برای شما خواهم خواند. آهنگی هم هدیه به پرویز کرده‌ام به‌نام «ساکن دل» که با ارکستر تمرین کرده‌ایم و در آینده‌ی نزدیک حضور شما عزیزان تقدیم خواهم کرد که شعری‌ست از مولانا و حالتی که قلب ما از این فقدان دارد را بیان کرده است. من این را آهنگسازی کرده‌ام که هدیه می‌کنم به پرویز و شما مردمان نیک‌سرشت خراسان.

باز هم تشکر می‌کنم... به خانواده‌ی پرویز، به مادر، به خواهرهایش، به برادرش تسلیت می‌گویم. پرویز دو دسته‌گل برایم گذاشت که مسئولیت مرا زیاد کرد. آیین و آوا هنوز می‌خواستند پرویز را بالای سرشان داشته باشند؛ اما پرویز رفت... به هرحال... مسئولیت ما زیاد شد. در اینجا در مقابل شما از این دو عزیز قول می‌گیرم که ان‌شاءالله روی پای خودشان باشند و نام و هنر پرویز را نگه دارند و این تنها خدمتی‌ست که می‌توانند به فرهنگ ما و مردمان‌شان بکنند.

سرفراز باشید، تشکر می‌کنم از همه.

 

گزارش : ندا حبیبی

منبع:
وبلاگ اختصاصی همایون شجریان

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 9:16 قبل از ظهر  توسط مهدی اسلامی  | 

alt
در پي دعوت رسمي بنياد بين المللي مولانا ، استاد محمدرضا شجريان به همراهي گروه شهناز در شهر قونيه، آذر ماه سال 88 همزمان با مراسم بزرگداشت مولانا، كنسرت موسيقي خواهند داشت.
اين كنسرت در دو بخش همايون ( مرغ خوشخوان ) و شور ( رندان مست ) با اشعاري از حافظ و مولانا اجرا خواهد شد.
تاريخ اجراي كنسرت، 12، 13، 15 و 16 دسامبر 2009 برابر با 21، 22، 24 و 25 آذر 1388 از ساعت 18 الي 21 در سالن مجموعه فرهنگی صدرالدين قونيوي مي‌باشد.
بليت اين كنسرت از طريق سايت رسمي فروش بليت كنسرت‌هاي استاد محمدرضا شجريان به نام
WWW.SHAJARIANCONCERT.COM  از تاريخ يكشنبه 24 آبان 1388 ساعت 10 صبح آغاز مي‌شود.
اطلاعات فردي كليه علاقه‌مندان كه در طي سالهاي گذشته در اين سايت ثبت نام كرده‌اند، موجود بوده و نياز به ثبت نام مجدد نخواهند داشت. كليه عزيزان جهت اصلاح اطلاعات فردي خود مي‌توانند قبل از خريد بليت با مراجعه به سايت فروش بليت، اقدام نمايند. بديهي است پس از صدور بليت تغيير اطلاعات مقدور نمي‌باشد.
وجوه بليت كنسرت توسط كارت‌هاي بانكي عضو شتاب به صورت آنلاين (اينترنتي) پرداخت و همزمان بليت اينترنتي در بخش كاربر، صادر خواهد شد. بليت خريداري شده توسط خريدار قابل چاپ مي‌باشد، بدين رو كليه مسئوليت نگهداري بليت بر عهده خريدار بليت خواهد بود و برگزار كننده تنها پاسخگوي عزيزاني خواهد بود كه بليت متعلق به شخص خريدار بوده و اطلاعات فردي خصوصاً كد ملي را صحيح در سايت وارد نموده‌اند. بدين رو خواهشمند است نسبت به تهيه بليت از افراد ثالث خودداري فرماييد.


هفدهم آبان ماه 88
روابط عمومي شركت فرهنگي هنري دل‌آواز
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 8:24 قبل از ظهر  توسط مهدی اسلامی  | 

درويشی: «مشکاتيان پهلوان موسيقی ايران است»

 
موسیقی ما- محمدرضا درویشی در مراسم بزرگداشت پرویز مشكاتیان با تاكید بر این‌كه مشكاتیان به علت سبك شخصی و درك عمیق سنت، تكرار شدنی نیست از مسوولان خواست به فرهنگ، موسیقی و اهالی آن توجه بیشتری داشته باشند.
بنابراين گزارش، این آهنگساز و پژوهش‌گر موسیقی ایرانی در مراسم یادمان پرویز مشکاتیان كه شام‌گاه گذشته ـ 15 آبان‌ماه ـ در تالار فردوسی مجتمع دکتر‌علی شریعتی جهاددانشگاهی مشهد برگزار شد، با اشاره به سخن زنده‌یاد مشكاتیان در مراسم تجلیل‌اش در سال 1385، اظهار داشت: پرویز مشكاتیان در آن مراسم گفت: «قدر هنرمند را تا زنده است بدانید» بنابراین اگر تجلیلی كه در این 40 روز از او انجام شد، در زمان حیاتش صورت می‌گرفت، شاید به این زودی از میان ما نمی‌رفت.
او با بیان این‌كه مشكاتیان سال‌ها خانه‌نشین بود ادامه داد: در این مدت كمتر كسی اندیشید كه او پهلوان موسیقی ایران است. اما این موضوع پس از مرگش مشخص شد و بسیاری از بی‌مهری‌ها و كم‌توجهی‌ها با درگذشت او جبران گشت.
درویشی ابراز داشت: ما پهلوان‌های موسیقی دیگری هم در ایران از جمله در خراسان داشته و داریم و بسیاری در شرایطی كه جامعه دچار بی‌هویتی فرهنگی شد، در غربت از میان ما رفتند و كسی متوجه نشد، چون اساسا کسی متوجه حضورشان نبود.
این هنرمند با بیان این‌كه چنین افرادی، حلقه‌های آخر یك زنجیر هستند، افزود: آیا كسی متوجه است كه با رفتن افرادی چون نورمحمد درپور یا عثمان محمدپرست، آخرین زنجیره یك تاریخ فرهنگی تباه می‌شود؟ این تنها یک ضایعه نیست، چون قابل جبران نیست. در چند سال اخیر خراسان هر ماه یك گوهر از دست داده است و ما در غفلت، مشغول روزمرگی خودمان هستیم و دچار یك بی‌هویتی ناب فرهنگی شده‌ایم كه نه محصول امروز، بلکه محصول نسل‌های قبل از ما حداقل از ابتدای قرن بیستم است كه امروز نمودش را نشان می‌دهد.
مولف دایره‌المعارف سازهای ایرانی گفت: این اساتید دین خود را به فرهنگ ملت‌شان ادا كرده‌اند، دوستداران‌شان نیز دین خود را تا حدود زیادی به ایشان ادا كرده‌اند، اما این بین یك ضلع خالی وجود دارد كه دین خود را به فرهنگ، هنر،‌ موسیقی و استادان موسیقی ادا نكرده‌اند و آن مسوولانی هستند كه بر صندلی‌ها تكیه‌ زده‌اند.
درویشی پرویز مشكاتیان را چهره‌ای خاص معرفی كرد و تاكید كرد: این افراد تكرار ناشدنی هستند، چون هم با حفظ میراث و سنت زندگی كرده‌اند و هم آن را دچار ظرفیت و حركت تازه كرده‌اند. سنت مجموعه آداب و رسوم، باورها و اعتقادات ما در همه حوزه‌ها اعم از ملی و مذهبی و ... است و این میراث گذشتگان دارای اعتبار و هویت است. من و پرویز چهار سال هم كلاس و هم خانه بودیم و او در سال‌های جوانی حداقل روزی 10 تا 12 ساعت مشق سنت می‌كرد.
این پژوهش‌گر موسیقی نواحی ایران در بخش دیگری از سخنان‌اش یادآور شد: از حدود سال‌های 1356 و 57 كه ما هنوز دانشجو بودیم، به تدریج جرقه‌هایی به اعتبار درك سنت در ذهن پرویز زده می‌شد. وی فرد بسیار باهوشی بود و سنتی را كه یك نوازنده ممكن است طی 12 سال بیاموزد، در دو سال یاد گرفت و هم زمان نزد چند نفر از جمله دكتر داریوش صفوت، نورعلی برومند و عبدالله دوامی مشق می‌كرد و از معدود افرادی بود كه از سال اول دانشگاه در سال 1357 به مركز حفظ و اشاعه موسیقی ایران دعوت شد.
او با اشاره به این‌كه پرویز مشكاتیان مشق سنت را از این دوران آغاز كرد، خاطرنشان كرد: با عمیق‌تر شدن دید او نسبت به سنت، رعایت نعل به نعل آن، اهمیتش را برای پرویز كم می‌كرد، چنانكه در همه هنرها این گونه است اما ایجاد حركت جدید در سنت و تحول در فرهنگ جامعه بدون شناخت عمیق از سنت و پیشینه امكان‌پذیر نیست.
درویشی ادامه داد: كسانی در فرهنگ و موسیقی ما ماندگارند كه دارای درك عمیقی از گذشته خود باشند و با این درک و ذوق سرشار، جرأت ایجاد حركات نو را داشته باشند. پرویز مشكاتیان این دو ویژگی را داشت و سبب شد آثارش شبیه كار گذشتگان نباشد و حتی آثارش با آثار «عارف» و «شیدا» و امیر جاهد نیز تفاوت دارد؛ او در نوازندگی نیز چنین بود.
او گفت: پس از او نیز كسی نمی‌تواند تكرار او باشد و هر فرد باید خود نخستین‌اش باشد. پرویز مشكاتیان با توجه به «سبك شخصی» و «نگاه عمیق به سنت» توانست خیلی ضربتی و سریع، سنت را بشناسد و ظرف دو سال پرونده ماجرای درك ردیف را ببندد.
این محقق موسیقی نواحی ایران با بیان این‌كه آثار اصلی پرویز مشكاتیان تا سن 40 سالگی او نواخته شده است، ابراز داشت: او در سال‌های اخیر خانه‌نشین و غمگین بود. هر چند كنسرت‌هایی برگزار كرد و كارهایی نیز منتشر ساخت، اما كارهای اصلی او تا 40 سالگی‌اش بود. تا 18 سالگی که در نیشابور بود و دو سال هم به تهران آمد، بنابراین كل آثارش متعلق به سن 20 تا 40 سالگی اوست، آثاری كه می‌تواند محصول 50 سال زندگی یك فرد باشد.
او با بیان اینکه كارهای مشكاتیان فی‌البداهه بود، اظهار داشت: حمایت از موسیقی وظیفه نهادهای دولتی است، اگر موسیقی و ادبیات را از كشوری بگیرند هویت آن ملت زیر سوال خواهد رفت و این ملت دیگر قدرت تفكر نخواهد داشت. وظیفه همه نهادهای دولتی این است كه بفهمند با چه موضوع مهمی طرف هستند، زیرا در غیر این صورت در، بر همان پاشنه سابق خواهد چرخید.
در ادامه نورمحمد درپور، از نوازندگان تربت جامی به دیدارش با پرویز مشكاتیان اشاره کرد و مرحوم مشکاتیان را فردی با شریعت، طریقت، عارف و فردی به حقیقت معرفتی و وطن‌دوست دانست.
درپور در ادامه به اجرای قطعاتی از موسیقی خراسانی پرداخت.
همچنین در این مراسم علیرضا جواهری، نوازنده سنتور و از شاگردان زنده‌یاد پرویز مشكاتیان و آرش حیدریان نوازنده تنبك به دونوازی سنتور و تنبك و اجرای قطعات پیش درآمد همایون، چهار مضراب بیات، چهار مضراب همایون و قطعه «کاروانیان» در راست پنجگاه و چند مضراب پنجگاه پرداختند.
كیوان ساكت نیز در انتهای مراسم قطعه‌ای را به یاد پرویز مشكاتیان اجرا كرد.
گفتنی است: این برنامه به همت فرهنگسرای جهاددانشگاهی مشهد با عنوان «یادمان خنیاگر آزاده ایران، پرویز مشکاتیان» برپا شد.
منبع : ايسنا

منبع : سایت موسیقی ما

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 11:17 قبل از ظهر  توسط مهدی اسلامی  | 

ماكت مجسمه پرویز مشكاتیان بر سر مزار این هنرمند پرده‌برداری شد.
علیرضا قدمیاری، مجسمه‌ساز، دراين‌باره گفت: «از آن‌جایی كه ساخت این مجسمه به من واگذار شده بود و باید برای چهلمین روز درگذشت استاد سنتور ایران كار را به اتمام می‌رساندم‌، در حدود 20 روز توانستم ساخت این ماكت را كه تركیبی از بال سیمرغ و پرتره استاد (نماد عرفان) است با ارتفاع 170 سانتی‌متر و طول و عرض 70-80 سانتی‌متر به اتمام برسانم البته كار برای مجسمه با تغییراتی همراه خواهد بود چرا كه قرار است پایه‌ای با نمادهای موسیقی زیر آن قرار بگیرد.
او ادامه داد: هم‌زمان با چهلمین روز درگذشت مشكاتیان این ماكت سر مزار آن مرحوم توسط خانواده استاد مشكاتیان و شجریان پرده‌برداری شد.
قدمیاری در خاتمه خاطرنشان كرد: من از هم اكنون ساخت مجسمه اصلی را با یافتن مرغوب‌ترین سنگ آغاز و تا اسفندماه آن را تمام خواهم كرد.
منبع : فارس

منبع : سایت موسیقی ما

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 11:2 قبل از ظهر  توسط مهدی اسلامی  | 

 

همايون شجريان اين روزها با همکاري مجيد درخشاني مشغول کار بر روي اثري با استفاده از تمامي سازهاي ابداعي محمدرضا شجريان است. مجيد درخشاني با اعلام اين خبر گفت: اين فکر به ذهنم خطور کرده بود که اثري را با استفاده از تمامي سازهاي استاد شجريان بسازم و از رنگ آميزي و تنوع صدايي اين سازهاي جديد استفاده کنم که بالاخره پس از صحبت هايي که صورت گرفت قرار شد همايون اين کار بخواند.ما به طور تجربي شروع به ضبط اين کار کرديم و در آن از تمامي سازهاي زهي استاد مانند صراحي، صراحي باس، صراحي سوپرانو، کرشمه، صبوح، ساغر و بم ساز بهره گرفتيم. تا کنون نيمي از اين اثر ضبط شده است که به محض اتمام مراحل توليد آن راهي بازار خواهد شد. بخشي از اين قطعه در مراسم جشن ثبت جهاني رديف هاي موسيقي ايراني در خانه موسيقي براي حاضران پخش شد.درخشاني همچنين با اشاره به قابليت هاي رديف موسيقي ايراني گفت: من رديف را مشابه گفته هاي آقاي عليزاده مي بينم; يعني اعتقاد دارم فقط نبايد به حفظ رديف اکتفا کرد; بلکه مي بايست آن را درک کرد تا بتوان از مسير رديف به مراحل بالاتري رفت. به نظر من رديف اين پتانسيل را دارد که در داخل آن به توليد و خلاقيت پرداخت که اين موضوع به آمادگي ذهن خلاق موسيقيدان نيز بستگي دارد.

منبع : روزنامه ابتکار ۰۶/۰۸/۸۸

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 9:33 قبل از ظهر  توسط مهدی اسلامی  | 

 

نایب رییس خانه موسیقی ضمن از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خواست تا هرچه زودتر به رفع دغدغه‌های هنرمندان و مهجوریت موسیقی اقدامات لازم را انجام دهد .


داریوش پیر‌نیاكان در پاسخ به سئوالی مبنی بر چرایی نداشتن روز ملی موسیقی در ایران و پارادوكسی كه بین احترام به موسیقی ایران در دنیا ودر داخل كشور وجود دارد؟ گفت: ما به عنوان هیات مدیره خانه موسیقی روز 9 آبان را به عنوان روز ملی موسیقی به شورای فرهنگ عمومی پیشنهاد دادیم كه با موافقت آنها این پیشنهاد به شورای عالی انقلاب فرهنگی فرستاده شد و از آن به بعد دیگر هیچ خبری نشد.

او دلیل این نابسامانی را طرز تفكر حاكمیت فرهنگی كشور دانست و بیان كرد: مسئولان فرهنگی كشور سالیان سال است كه موسیقی را كاملا طرد كرده‌اند و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به گونه‌ای رفتار می‌كند كه گویی كه ما را به حساب نمی‌آورد.

نایب رییس خانه موسیقی خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: به ایشان می‌گویم كه با این موضوع كاری نمی‌توانند بكنند مگر اینكه آستین بالا زده و با كسانی كه خود می‌دانند چه كسانی هستند صحبت كنند تا موسیقی از اسارت و تحقیر آزاد شود.

او خواستار تعیین شدن وضعیت حلال و حرام بودن موسیقی از دیدگاه مدیران فرهنگی شد و افزود: اگر این جریان درست تبیین نشود آقای حسینی هم نمی‌تواند كار خاصی صورت دهد حتی اگر دیدی باز نسبت به این جریان داشته باشد و انسان بسیار مثبتی هم باشد.

پیرنیاكان در پایان گفت: آقای حسینی (وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی) ابتدا باید موضع خودش را به نسبت جریانات بیرون از دولت روشن كند. وزارت فرهنگ آدم خوب و مثبت می‌خواهد ولی برای پیش‌برد امور آدم خوب كافی نیست.
نایب رئیس خانه موسیقی معتقد است از نظر قوانین بین‌المللی یونسكو با ثبت یك مقوله فرهنگی می‌تواند در حفظ و حراست از آن بكوشد.
دایروش پیرنیاكان، نوازنده و محقق موسیقی دراين‌باره گفت: وقتی یك مقوله‌ای در یونسكو ثبت می‌شود از نظر فرهنگی جایگاهش تثبیت می‌شود و جزء فرهنگ تمام ملت‌ها ثبت می‌گردد.
او هم‌چنين افزود: از نظر قوانین بین‌المللی با ثبت یك مقوله در یونسكو، این نهاد فرهنگی بین‌المللی می‌تواند در حفظ آن دخالت كند، در حقیقت یونسكو با ثبت یك اثر یا یك مقوله آن را به یك فرهنگ هنر جهانی تبدیل می‌كند.
وی ادامه داد: یونسكو حق دارد در آثاری كه ثبت شده نظارت داشته و اجازه ندهد كه مورد هجوم قرار گرفته و از بین بروند.
پیرنیاكان در مورد حمایت‌های یونسكو از موارد ثبتی خود توضیح داد: احتمالا اگر كسی بخواهد بر روی موسیقی ردیفی ایران تحقیق كند یونسكو هم از لحاظ مادی و هم از كمك‌های فكری دریغ نمی‌كند.
این مدرس موسیقی خاطر نشان كرد: ثبت ردیف‌های موسیقی ایران در یونسكو بر رفع بسیاری دل‌مشغولی‌های اهالی موسیقی تاثیر بسزایی دارد زیرا از ردیف‌دانان موسیقی ایران بر نظارت یونسكو از موسیقی ردیفی ایران مطمئن هستند. این جریان باعث روشن‌تر شدن افق‌ها و امیدوارتر شدن آنها خواهد شد.

منبع : سایت موسیقی ما به نقل از ایلنا 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 9:32 قبل از ظهر  توسط مهدی اسلامی  | 

سازهای تندر (بم ساز) و خانواده صراحی ساخته شده توسط استاد شجریان در قالب دو مقاله علمی معرفی می شوند.

موضوع این مقاله ها "معرفی سازهای ابداعی استاد شجریان و تحلیل و بررسی علمی شکل موجهای صوتی و فیزیک ارتعاشات و تطبیق تجربیات عملی استاد با فرمول های فیزیکی" می باشد

بزودی استاد شجریان در همایشی که توسط دانشگاههای سوربن ، پیر- ماری کوری و انجمن موسیقی و آکوستیک فرانسه و انجمن سی ان آر اس با عنوان موسیقی شناسی، تاریخ موسیقی و سازهای موسیقی برگزار خواهد شد جهت ارائه مقالات پذیرفته شده خود شرکت خواهند کرد

لازم به ذکر است، شرکت کنندگان این همایش بزرگان موسیقی و اساتید دانشگاههای برتر جهان هستند. دستیار استاد در زمینه مهندسی، در این سفر ایشان را همراهی خواهد کرد

جزئیات بیشتر در مورد این همایش به زودی به اطلاع خواهد رسید

  منبع خبر : دل آواز

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 10:6 قبل از ظهر  توسط مهدی اسلامی  | 

 

اهالی موسیقی دور هم جمع شدند تا ثبت ردیف‌های موسیقی ایرانی را به عنوان میراث جهانی بعد از چند قرن هم‌زمان با روز جهانی موسیقی و دهمین سال تأسیس خانه موسیقی جشن بگیرند.

بنابراین گزارش روز چهارشنبه 29 مهرماه خانه موسیقی مملو از جمعیتی بود كه سال‌ها دغدغه ردیف‌های موسیقی ایرانی و انتقال آن را به صورت سینه به سینه برعهده داشتند و حال به پاس ثبت این ردیف‌ها به عنوان میراث جهانی كشور خود جمع شده بودند تا این اتفاق را در كنار یكدیگر جشن بگیرند.

محمد سریر مدیرعامل خانه موسیقی در ابتدای این مراسم گفت: معمولا این جمع‌شدن‌ها كم‌تر اتفاق می‌افتاد، پس جای خوشحالی دارد كه هم‌زمان با دهمین سال تأسیس خانه موسیقی و روز جهانی موسیقی همه ما دور هم جمع شدیم تا جشنی كوچك برگزار كنیم.

او سپس به دهمین سال تأسیس خانه موسیقی اشاره كردو افزود: سال 76 عده‌ای از ما تصمیم گرفتیم تا مركز صنفی برای موسیقی‌دانان فراهم كنیم و هیچ‌وقت فكر نمی‌كردیم كه امروز چنین جمعی داشته باشیم.

او اضافه كرد: با وجود تمام ممنوعیت‌ها و محدودیت‌هایی كه آن سال‌ها برای تشكیل چنین مراكزی وجود داشت اما در سال 1378 این اتفاق افتاد و امسال دهمین سال تأسیس خانه موسیقی است.

سریر در ادامه یادی از هنرمندان درگذشته‌ای همچون پرویز مشكاتیان، حسن یوسف‌زمانی، شهریار فریوسفی و گرگین‌زاده كرد و گفت: تا امروز خانه موسیقی با حضور مدیرانی همچون حسین علیزاده، شریفیان، ناصری، روشن‌روان، گنجه‌ای، نوربخش و ... اداره شده است و در هر دوره نیز قدم‌هایی برای ارتقای موسیقی برداشته شده است.

مدیرعامل خانه موسیقی سپس به دهمین جشن این مجموعه اشاره كرد و افزود: از چهارسال پیش قرار بود سالروز تولد فارابی به عنوان روز موسیقی در تقویم رسمی كشور ثبت شود كه با وجود تأیید اولیه شورای فرهنگ عمومی با این موضوع مخالفت شد، اما خانه موسیقی از همان سال تأسیس هرساله و هم‌زمان با سالروز جهانی موسیقی جشنی برپا می‌كند كه امسال و در دهمین دوره آن به دلایلی كه ترجیح می‌دهم در این نشست از آن صحبت نكنم این مراسم برگزار نخواهد شد.

سریر همچنین با اظهار خوشحالی از ثبت ردیف‌های موسیقی ایرانی در فهرست جهانی یونسكو عنوان كرد: چهارسال قبل خانه موسیقی پروژه‌ی ثبت ردیف‌ها را در كمیته ملی یونسكو شروع كرد، اما به دلیل هزینه‌های مالی این پروژه آن را رها كردیم و همه‌چیز نیمه‌كاره باقی ماند، تا زمانی كه با پیگیری‌های آقای وكیل در سازمان میراث فرهنگی موفق شدیم بار دیگر با حمایت آن‌ها این پروژه را احیا كنیم.

او خاطرنشان كرد: پروژه‌های میراث معنوی هردوسال یك‌بار در یونسكو مطرح می‌شود و از آن‌جا كه ما دوسال اول را از دست داده بودیم و برای دوسال دوم نیز تنها دوماه فرصت داشتیم كار سخت‌تر بود، اما به این نتیجه رسیدیم كه اگر این دوماه را هم از دست بدهیم پروژه‌ی ثبت ردیف‌ها دوسال دیگر به تعویق می‌افتد كه خوشبختانه با همكاری تمام دوستان اسناد و مدارك این پروژه تهیه شد و در اجلاس دوبی به نام ایران به ثبت رسید.

سریر در پایان گفت: ثبت ردیف‌های موسیقی ایرانی به نام ایران یك اعتبار و افتخار برای كشور است، زیرا امروز موسیقی ما در دنیا به عنوان میراث جهانی بشریت ثبت شده است و دیگر هیچ تفكری نمی‌تواند آن را از صحنه ایران حذف كند. در عین‌حال ثبت این پرونده وظیفه‌ی سنگینی را برای بخش‌های فرهنگی جهت حفاظت از این میراث ملی ایجاد می‌كند تا از این پس به بهترین شكل این هویت ملی را حفظ كند.

در ادامه این مراسم فیلم 10 دقیقه‌ای كه توسط مصطفی شیری درباره ردیف‌های موسیقی ایرانی ساخته شده بود پخش شد و سپس حسین علیزاده سخن گفت.

حسین علیزاده نیز از ثبت این پرونده به نام ایران اظهار خرسندی كرد و گفت: همواره در تاریخ كشورمان ردیف‌های موسیقی باعث جدایی و اختلاف‌نظر میان اساتید موسیقی می‌شد، اما امروز جای خوشحالی دارد كه این ردیف‌ها همه ما را در كنار هم جمع كرده است و باعث دوستی ما شده است.

او سپس با یادكردن از علی‌اكبر شهنازی و دیگر اساتید موسیقی كه ردیف را به این نسل موسیقی منتقل كرده‌اند، خاطرنشان كرد:علی‌اكبرخان شهنازی از معدود افرادی بود كه نسل ما اولین برخورد واقعی را برای آموختن ردیف با آن‌ها داشت و در اولین برخوردی كه ما در هنرستان با ایشان داشتیم، چنان اثر مطلوبی به ما منتقل شد كه ناخودآگاه جذب ردیف شدیم.

علیزاده سپس از داریوش صفوت یاد كرد و گفت: در آن دوره رنسانسی در موسیقی ایرانی در مركز حفظ و اشاعه موسیقی ایجاد شد، زیرا در آن سال‌ها جامعه در شرایطی به سر می‌برد كه موسیقی فقط در شكل مردمی و پاپ وجود داشت، اما این مركز با پرداختن به ردیف‌های موسیقی ایرانی تحولی جدی در فرهنگ عمومی ایجاد كرد.

علیزاده ردیف را همچون دستور زبان موسیقی دانست و افزود: ردیف حاصل یك دوران و تاریخ خاص از خاطرات یك ملت است كه به اعتقاد من قدمتی بیشتر از قاجار دارد، هرچند كه در آن زمان برای حفظ ردیف‌ها آن را تدوین كردند و به شكلی جدید آموزش دادند.

این آهنگساز متذكر شد: اگر این اساتید ردیف‌دان نبودند، قطعا نسل ما با ردیف پیوند نمی‌خورد، درحالی‌كه امروز خیلی‌ها هستند كه شاید ما نام‌شان را نمی‌آوریم اما تلاش‌هایی كردند تا این ردیف را حفظ كنند.

سازنده قطعاتی همچون تركمن و عصیان تصریح كرد: ما همیشه برای حفظ میراث فرهنگی خود دچار یك تأسف می‌شویم و گاه حفظ آن‌ها تحت‌تأثیر علت وجودی‌شان قرار می‌گیرد، درحالی‌كه این میراث باید همیشه تازه باشد و مورد استفاده قرار بگیرد تا در عین‌حال هویت خود را نیز حفظ كند.

علیزاده خاطرنشان كرد: ردیف موسیقی ایرانی در یك‌ جامعه بی‌فرهنگ معنا ندارد و جامعه بافرهنگ هم به این معنا نیست كه ما در یك گرداب ردیف گیر بیفتیم، بلكه جامعه‌ی بافرهنگ باید با حسی خلاقانه نسبت به ردیف برخورد كند و امروز كه این امنیت جهانی برای ردیف‌های موسیقی ایرانی ایجاد شده است، بهتر است در داخل هم برای آن نگران نباشیم، بلكه به این فكر كنیم كه از این پس چگونه می‌توانیم این ردیف را به درستی و بامفهوم واقعی آن به نسل بعد منتقل كنیم.

عضو سابق گروه عارف در بخش دیگری از صحبت‌های خود عنوان كرد: ما همواره دچار این نگرانی هستیم كه همه‌چیز را داریم از دست می‌دهیم، اما در برابر این نگرانی هیچ كار منطقی انجام نمی‌دهیم. درواقع درست است كه امروز ردیف‌های موسیقی ثبت شده است، اما این اتفاق هم خیلی دیر حاصل شد چه بسا كه در كشور ما كه مهد موسیقی است، همیشه موسیقی آن زیر سوال است و حتی در تقویم آن روزی به نام موسیقی ثبت نمی‌شود.

علیزاده گفت: امروز ما امنیت جهانی را به لحاظ حفظ ردیف پیدا كرده‌ایم، پس در داخل هم باید این نگرانی را به شكل درستی برطرف كنیم و ببینیم آیا امروز آموزش ردیف هم‌سطح ارزش‌های ردیف بوده است؟ درحالی‌كه محدودیت و عدم خلاقیت در كشورمان بیشتر از گنجینه‌ای است كه ما در دست داریم.

این آهنگساز و نوازنده متذكر شد: برای آموزش این گنجینه مهم موسیقی باید فكر تازه‌ای كرد و ای‌كاش امروز كه ما در اینجا گردهم جمع شده‌ایم، پایه‌ای بگذاریم تا در نشست‌های تخصصی آموزش صحیح ردیف را پیدا كنیم و از انتقال اشتباه آن، جلوگیری كنیم.

حسین علیزاده گفت: امروز كه ردیف‌های موسیقی باعث دوستی ما شده است، بهتر است به چشم یك تولد دوباره به آن نگاه كنیم، زیرا زمانی رابطه استاد و شاگردی در موسیقی تعریف مقدسی داشت و با آن آداب ردیف‌ها نسل به نسل و سینه به سینه منتقل می‌شدند، اما امروز نمی‌توانیم با آن آداب ردیف را آموزش دهیم لذا این سیستم آموزشی نیازمند یك تحول جدی است، چه‌ بسا كه شاگردان امروز ردیف را از عمق درك نكردند.

در ادامه این مراسم محمدرضا شجریان در سخنانی مطرح كرد: خوشحال‌ام که قبل از تاراج بخش دیگری از فرهنگ و هنر ایران زمین توسط کشورهای دیگر ردیف موسیقی ایرانی به ثبت جهانی رسید.

محمدرضا شجریان در جمع اساتید موسیقی که 29 مهر به مناسبت ثبت جهانی ردیف موسیقی ایرانی گرد یکدیگر آمده بودند گفت: به سهم کوچک خود در این خانه باید از کسانی که در ثبت جهانی این ردیف‌ها تلاش کردند تشکر و قدردانی کنم. چرا که باعث شدند حداقل موسیقی ما از تاراج بیگانگان و به خصوص کشورهای همسایه به دور بماند.


استاد آواز ایران که در خانه موسیقی سخن می گفت افزود: بسیاری از نمادهای فرهنگی ما به تاراج رفته و متاسفانه نمی‌توانیم آن را ثابت کنیم. خوشبختانه این ردیف ها قبل از چنین دستبردی با زحمت بسیاری از دوستان به ثبت جهانی رسید و من از یکایک این عزیزانی که در این راه زحمت کشیده‌اند تا هویت ما برای خودمان و فرزندان‌مان باقی بماند تشکر و قدردانی می‌کنم.

او همچنین تصریح کرد: می‌خواستم پیشنهاد بدهم که حداقل سالی یک‌بار در چنین مراسمی دور هم جمع شویم و تنها در مجلس ختم همدیگر شرکت نکنیم. تا وقتی زنده هستیم همدیگر را بیشتر ببینیم. این دیدارها باعث می‌شود تا حرف‌هایی که برخی افراد پشت سر ما می‌زنند و قصدشان تخریب ما است معلوم شود گفته‌هایشان اساسی ندارد. هنر برای انسانیت است و ما انسان هستیم و یکدیگر را دوست داریم.

بنابراین گزارش در بخش بعدی این مراسم لوح تقدیر و هدایای خانه موسیقی به مصطفی شیری، بهروز وجدانی، داریوش طلایی، حاتم عسگری، احمد ابراهیمی، حسین علیزاده، داود گنجه‌ای، مجید كیانی، محمد سریر، محمدرضا شجریان، داریوش پیرنیاكان و لیلا صمدی كه در جمع‌آوری این اسناد كمك كرده بودند اهدا شد و سپس قطعه‌ای از مجید درخشانی كه برای سازهای ابداعی شجریان نوشته شده بود، پخش شد.

شجریان بعد از پخش این قطعه گفت: من مرتكب كارهایی در حوزه ساخت ساز شدم و مجید درخشانی كه از این سازها خوشش آمده بود، یك قطعه 25 دقیقه‌ای برای آن نوشت كه امروز پنج، شش دقیقه آن پخش شد.

او سپس از حضور خود در یك فستیوال مرتبط با سازسازی و آهنگسازی در دانشگاه سربن فرانسه خبر داد و گفت: این فستیوال به صورت یك سمینار طی چهار روز در فرانسه برگزار می‌شود و قرار است در روز آخر آن سازهای ابداعی من معرفی شود.

او اضافه كرد: از مدت‌ها قبل شكل این سازها و محتوای آن‌ها را به این فستیوال فرستادم و بعد از هفت هشت ماه آن‌ها قبول كردند تا در این سمینار حضور پیدا كنم و یكی از دوستانم به عنوان نماینده بنده قرار است، این سازها را معرفی كنند.

گفتنی است: در این مراسم همچنین علی جهان‌دار بخش‌هایی از ردیف‌ها را به صورت زنده اجرا كرد.

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 10:4 قبل از ظهر  توسط مهدی اسلامی  | 

نشست ویژه اهالی خانه موسیقی به مناسبت ثبت ردیف های موسیقی ایران در سازمان یونسکو و همچنین دهمین سالگرد تاسیس این خانه با حضور بزرگان موسیقی کشور برگزار شد.

به گزارش سايت خانه در این نشست که از ساعت 30/15 روز چهارشنبه 29 مهر در محل خانه موسیقی آغاز شد استادانی چون مصطفی کمال پورتراب، احمد ابراهیمی،منصور نریمان، محمدرضا شجریان،مجید کیانی، حاتم عسگری،داود گنجه ای،نصرالله ناصح پور،حسین علیزاده، هوشنگ کامکار، داریوش طلایی، محمد سریر، هنگامه اخوان، و بسیاری دیگر از اهالی موسیقی حضور داشتند.

در ابتدای این نشست محمد سریر ضمن خوش آمد گویی به حاضران، ثبت ردیف های موسیقی ایرانی را تبریک گفت وهمچنین دهمین سالگرد تاسیس خانه موسیقی را گرامی داشت. پس از صحبت های مدیرعامل خانه موسیقی 10 دقیقه از فیلم مستندی از ردیف های موسیقی ایرانی تهیه و به یونسکو ارسال شده بود برای حاضران نمایش داده شد.

در ادامه این مراسم حسین علیزاده نیز ضمن بیان ویژگی ها و پتانسیل های ردیف های موسیقی ایرانی از آن به عنوان یکی از نقاط قوت فرهنگ و هنر ایران یاد کرد و خاطره اساتیدی را که در راه حفظ این میراث معنوی ملی جانفشانی کرده اند را گرامی داشت.

محمدرضا شجریان نیز به عنوان سخنران بعدی این نشست صمیمانه ضمن ابراز خوشحالی از گردهمایی اساتید موسیقی، این اتفاق را ستودنی عنوان کرد و خواستار ادامه چینی برنامه هایی شد. پس از سخنرانی کوتاه استاد شجریان علی جهاندار دو قطعه آوازی کوتاه را در آواز ابوعطا و همچنین آواز بیات اصفهان اجرا کرد.

در بخش دیگری از این مراسم از عوامل جمع آوری مستندات ردیف های موسیقی ایرانی و ارسال آن به یونسکو تقدیر شد و جوایزی به مصطفی شیری(کارگردان مستند ردیف های موسیقی ایرانی)، لیلا صمدی(گوینده نریشن مستند)، بهروز وجدانی، داریوش طلایی، حاتم عسگری، احمد ابراهیمی، حسین علیزاده، داود گنجه ای، محمد سریر، مجید کیانی، داریوش پیرنیاکان و محمدرضا شجریان اهدا شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 10:1 قبل از ظهر  توسط مهدی اسلامی  | 

 

دردا که جز به مرگ نسنجند قدر مرد...

تقدير نا بکار و نامروت اين بار ساز خاموشي کسي را کوکي ناموزون کرد که روشنايي نغمه هاي جاودانه اش از ملک و ملکوت در گذشته است. چگونه مي توان از مرگ پرويز مشکاتيان دم زد که انکار به صد زبان و فغان در پي اثبات خويش و بيان جاودانگي و حيات نغمه هايي است که او خلق کرد و چرا بايد از مرگ خالقي چنين بزرگ سخن گوييم؟ چشمه جوشاني که هر آن تولد نغمه يي ناب بود از بيکرانه معناهايي که تمامي نداشت اما از طراوت و تازگي سرشار بود. کارنامه جاويدان و درخشان هنري استاد پرويز مشکاتيان آنقدر عظيم است که به زواياي متعدد مي توان با تامل در آن نگريست. تحول عظيمي که او در نظام سنتورنوازي ايران ايجاد کرد، ارائه جمله پردازي متنوع و پرتکنيک در کنار ساخت تصانيفي که پيشينه تاريخي با آنچه شنيده شده بود، نداشت و در عين حال اصالت تمام ايراني خود را حتي در فضاي پلي فونيک به تمام حفظ مي کرد و از طعم و رنگ ايراني خود دور نمي شد، بخشي از اين کارنامه عظيم است.پرويز مشکاتيان در جامع الاطرافي مباني متعدد معرفتي و گستردگي دانش بي مبالغه بي نظير بود. بي شک با نگاهي به نوشته ها و مصاحبه هاي مشکاتيان سهم او را در نظام روشنفکري ايران مي توان به جد مشاهده کرد. آگاهي عميق و برتر او از جامعه شناسي، فلسفه و ادبيات و شعر بيانگر آن است که مشکاتيان را جدا از کارنامه هنري درخشان خود نيز مي توان انساني تاثير گذار دانست، چه در حوزه هاي ديگر او حرفي قابل تامل دارد.او گرچه به اذعان گفته هايش به جهان اسطوره زدايي شده و راززدايي شده عصر مدرن تعلق داشت، اما در آثار هنري اش رازهاي بس نهاني است که به آساني گشودني نيست. وقتي سرمايه يي عظيم در ناهنگامه يي چنين سرزمين بلازاده يي را که برايش خون دل ها خورده بود و تصنيف ها ساخته بود، وامي نهد، چه مي توان گفت نيکوتر از آنچه استاد حسين عليزاده گفت؛ «در سوگ چنين هنرمندي بايد عزاي عمومي اعلام شود.» دريغا و دريغا نه از مرگ او که حيات جاويدانش را ادله ها بسيار است، بل از قدرنا شناسي هميشگي که بر قبيله غمباره موسيقي اين سرزمين مي رود. چرا نبايد در آشفته احوالي اينچنيني، عزاي عمومي اعلام نشود؟اين روزها از هر سو بر کارنامه مشکاتيان نظر مي شود که «بيداد» را ساخت و «دستان» را پروريد و «آستان جانان» را به «نوا و مرکب خواني» پيوند زد و نغمه هاي وطني بي شمار ساخت. وطن من، قاصدک، شب، سرو آزاد، محبوب من وطن و رزم مشترک بخشي از آن است اما کسي نمي گويد چرا ما حق داريم پس از مرگ او اينقدر ياد کارنامه او بيفتيم و از ياد ببريم او در کنج خلوت و تنهايي خويش حيات را بدرود گفت و ساعت ها هيچ کس نمي دانست او با مرگ پيوند خورده است؟ همان که خودش روزگاري گويي براي خويش ترانه يي ساخت تا هنرمند گرامي حميدرضا نوربخش برايش بخواند که «دردا که جز به مرگ نسنجند قدر مرد». حجم اظهارنظرها و تحليل هايي که اينک بر سر آثار اوست، هنوز حکايت تکراري قصه پرغصه مرده پرستي است. شگفتا که مرگ هيچ کس نتوانست اين داستان کهنه و غمبار را بزدايد که کارنامه ها قبل از مرگ ساخته شده اند، چرا بعد از آن مي بينيم شان؟ عداوت ها قبل از مرگ جريان دارند و مهرورزي ها پس از آن، اين داستان تا کي بايد ادامه يابد؟ پرويز مشکاتيان در سوگ ايرج بسطامي مظلوم فرياد برآورد که در اعوجاج موسيقي اين سرزمين مرگ او نه يک ضايعه که فاجعه بود. و اينک شاهد فاجعه عظيم تري هستيم، مرگ آهنگسازي بي نظير که حسرت و دريغ با اين مرگ هماره در نقطـه آغـازين خود باقي مي ماند وقتي ديگر گوش هايمان به نوازش تازه نغمه هاي ناب او نمي نشيند. در اين دريغ ابدي بي گمان خوانندگان جوان اين سال ها، اين حسرت ابدي را به دوش خواهند کشيد که در کارنامه هنري آنها کاري از پرويز مشکاتيان بزرگ نيست. آسمان درون او آنقدر بزرگ و عظيم بود که ديگر نيازي نمي ديد تا ظهور يک معناي تازه را از آسمان بيرون طلب کند و شگفتا که هنرمندي چون او که دغدغه هنر ابژکتيو به اين معنا که از بيرون حقايق هنري به درون او سرريز مي شود را نداشت، اما جهاني از سوبژه که در او خلجان داشت به دنياي بيرون خود و رنج ها و آلام متعدد حاکم بر آن عنايت ويژه داشت و اين پارادوکس چه زيبا در او و آثارش جمع مي شد؛ همان تفکر سيار و هويت چهل تکه يي که داريوش شايگان از آن سخن مي گويد. او از آن دسته از هنرمنداني نبود که به بهانه تعلق داشتن هنر به زيبايي ها، عافيت پيشه مي کنند. پرويز مشکاتيان ترجمان صادق دردها و رنج هاي مردمش بود و در آثاري که خلق کرد استاد محمدرضا شجريان، زنده ياد ايرج بسطامي، علي جهاندار، حميدرضا نوربخش، شهرام ناظري، عليرضا افتخاري و علي رستميان خوانندگاني هستند که استاد مشکاتيان براي بيان اين آلام سراغ شان رفت. اينک ماييم و نغمه هايي که او برايمان به يادگار گذاشت و سرانجام ساز مرگ را برايمان ساخت و نواخت، آيا اين آخرين نغمه مشکاتيان مي تواند ما را بيدار کند؟

امشب هم غم هاي عالم را خبر کن

بنشين و با من گريه سر کن

اينک اين نجوا و نواي شبانه ما و بدرقه اوست که رسول نغمه هاي بديع بود و بي همتا. تقدير نابکار چه بي رحمانه مضراب هاي جادويي را باز ايستاندي...

عزيز قاسم زاده لياسي

 

                                                                                                      منبع : روزنامه اعتماد ۱۴/۰۷/۸۸

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 3:24 بعد از ظهر  توسط مهدی اسلامی  | 

عدم همکاري وزارت ارشاد

ثبت رديف هاي موسيقي سنتي ايران به عنوان ميراث معنوي يونسکو اتفاقي بزرگ و افتخاري براي ماست که تاثيرات مثبتي بر جاي خواهد گذاشت.
رئيس کميته ملي موسيقي يونسکو در ايران گفت؛ «از قريب چهار سال پيش کميته موسيقي يونسکو در ايران که در خانه موسيقي مستقر بود کار خود را براي ثبت رديف هاي موسيقي به عنوان يک ميراث جهاني در يونسکو آغاز کرد و از آنجا که بررسي اين امور در يونسکو هر دو سال يک بار انجام مي پذيرد ما فرصت زيادي براي انجام اين کار نداشتيم.»
مديرعامل خانه موسيقي در ادامه به عدم همکاري و مساعدت ارشاد در ساماندهي اين پروژه اشاره کرد و گفت؛ «ما براي تهيه پرونده مربوط به رديف هاي موسيقي سنتي به حمايت ارگان هاي دولتي براي تامين بودجه نياز داشتيم و متاسفانه به رغم تلاش براي جلب مشارکت ارشاد هيچ پاسخ مثبتي نگرفتيم و لذا مدتي اين کار به حالت تعليق درآمد و از آنجا که با گذشت زمان فرصت ارائه اسناد به سازمان يونسکو نيز از دست مي رفت من در مصاحبه يي از وجود اين ميراث معنوي گرانقدر در ايران و نبود امکانات براي ارائه آن به سازمان جهاني يونسکو صحبت کردم و متعاقب اين مصاحبه بود که يکي از مديران ميراث فرهنگي با من تماس گرفت و پس از اطلاع از اهميت و ارزش موضوع آمادگي سازمان ميراث فرهنگي را براي همکاري و تامين بودجه مورد نياز اعلام کرد.»
 
سرير در خصوص نحوه عملکرد کميته و نوع همکاري استادان در تهيه اين پرونده گفت؛ «در کميته موسيقي يونسکو در ايران 12 نفر از موسيقيدانان و پژوهشگران موسيقي عضو هستند که در طول جلسات متعددي که داشتيم تمامي اسناد مکتوب را در ارتباط با رديف هاي موسيقي سازي و آوازي گرد آورديم و پس از اعلام پشتيباني از سوي ميراث فرهنگي و براي تکميل پرونده مبادرت به تهيه فيلم مستند با جلب همکاري ديگر استادان برجسته کرديم که در اين ميان از همکاري بزرگان رديف موسيقي مانند محمدرضا شجريان، حسين عليزاده، حاتم عسگري، فرهاد فخرالديني، کياني، طلايي، ظريف و ديگر استادان استفاده برديم.»
رئيس هيات مديره خانه موسيقي با سپاسگزاري از همکاري و مساعدت صميمانه مديران سازمان ميراث فرهنگي در انجام اين کار بزرگ گفت؛ «تيم کاري ما براي تهيه اين پرونده نهايت سعي و تلاش خود را به کار گرفت تا دقيق ترين و تاثيرگذارترين اسناد مربوط به اهميت و ارزش موسيقي ايران و اعتبار و سابقه چندهزارساله آن را با استفاده از نت، اسناد و آثار به جاي مانده از استادان متقدم،آثار صوتي، عکس و فيلم و تدوين دقيق اين موارد به طوري که موسيقي ايراني را به عنوان يک هنر والا که هزاران سال در متن زندگي مردم ايران استمرار داشته است، نشان دهد، تهيه کند و گاه براي کوچک ترين موضوع و نکته يي بارها يک کلمه را تغيير مي داديم و مثلاً از ميان ده ها ساعت فيلم فقط دقايقي را انتخاب کرده ايم.»
 
به گزارش مهر مديرعامل خانه موسيقي در پايان با اشاره به اينکه بخش بين الملل اين خانه در آينده طرح هاي ديگري نيز در زمينه گسترش ارتباط با موسيقي ديگر ملل دنيا در دست اقدام دارد، گفت؛ «ما در اواخر همين ماه با برگزاري گردهمايي کوچکي که در محل خانه موسيقي خواهيم داشت از تمامي دست اندرکاران تهيه پرونده موسيقي يونسکو دعوت خواهيم کرد تا به نوعي از همکاري و همگامي آنها در به دست آوردن اين موفقيت ارزشمند سپاسگزاري کرده و از نقش آنها در به ثبت رسيدن اين رديف ها قدرداني کنيم.»
 
منبع : اعتماد ۱۱/۰۷/۸۸
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 3:18 بعد از ظهر  توسط مهدی اسلامی  |